
سالها دل طلب جام جم از ما میکردوان چه خود داشت ز بیگانه تمنا میکردگوهری کز صدف کون و مکان بیرون استطلب از گمشدگان لب دریا میکردمشکل خویش بر پیر مغان بردم دوشکو به تأیید نظر حل معما میکرددیدمش خرم و خندان قدح باده به دستو اندر آن آینه صد گونه تماشا میکردگفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم...
ادامه مطلب
نیرو و قدرتی است که چه ما بخواهیم چه نخواهیم حاکم دنیا و قوانین آن است کاری که ما باید کنیم همسویی با اوست جنگ با خواسته او کاریست بیهوده که بجز تباهی برای ما حاصلی نخواهد داشت و در راستای اراده او بودن منتج به موفقیت و پیروزی و صلح و آرامش ماست بودن خدا از نبودنش بهتر است کمترین فایده اش پر شدن خلاء روحانی ماست و بیشترینش رسیدن به اشراق...
ادامه مطلب