محرومیت عاطفی یکی از اصلی ترین طرحواره های اصلی است. از آنجایی که علائم کمی وجود دارد، در ابتدا تشخیص آن دشوار است، اما این طرحواره یکی از رایج ترین مواردی است که افراد دارند. این یک احساس مبهم است که چیزی در زندگی شما گم شده است. شما نمی توانید بگویید چه چیزی، اما می دانید چیزی کم است.
مانند یک خلاء یا احساس پوچی است. اما کاملاً واقعی است - این خلأ نیازهای احساسی برآورده نشده است.
نشانه های طرحواره ED
اگر بتوانید با شش یا چند عبارت زیر شناسایی کنید، ممکن است طرحواره ED داشته باشید:
چه چیزی باعث طرحواره محرومیت عاطفی می شود؟
طرحواره ED خیلی زود در دوران کودکی در افرادی ایجاد می شود که مراقب اصلی آنها از نظر عاطفی حمایت نمی کند. این با محرومیت فیزیکی متفاوت است. کودک سیر شده بود، اسباب بازی هایی برای بازی داشت و سایر نیازهای جسمی او نیز برآورده می شد، اما نیازهای عاطفی او نادیده گرفته می شد. در واقع این گونه است که کودکان در این موقعیت ها بسیار تحت فشار هستند و تمایل دارند راه هایی را برای تلاش و درک آنها و واکنش هایشان ایجاد کنند.
هنگامی که نیازهای عاطفی کودک برآورده نمی شود، او احساس می کند نامرئی، بی توجه و بی اهمیت است. اساساً احساس می کنند وجودشان اهمیتی ندارد. آنها در ایجاد ارتباط با اطرافیان خود شکست می خورند.
این میتواند ما را به طرحواره جستجوی تأیید یا طرحواره نقص سوق دهد. با اولی، ما شروع به رفتاری می کنیم که باعث می شود احساس بهتری نسبت به خودمان داشته باشیم. ما سعی می کنیم اطرافیانمان را دوست داشته باشند، از این رو "تأیید طلب" هستیم. با دومی، ما متقاعد می شویم که به نوعی "معیوب" هستیم. ما شروع به باور می کنیم که نقص داریم، مشکلی جدی در ما وجود دارد. در نتیجه، ما شروع به تجربه شرم می کنیم.
محرومیت عاطفی چگونه بر فرد تأثیر می گذارد
افراد مبتلا به طرحواره ED گزارش می دهند که احساس تنهایی، تلخی و افسردگی دارند، اما از دلیل آن آگاه نیستند. به عنوان بزرگسال، دیگر انتظار ندارند که دیگران به آنها کمک کنند، از آنها محافظت کنند یا حتی آنها را درک کنند. آنها گاهی اوقات احساس می کنند که مورد توجه یا محبت و گرمی کافی قرار نمی گیرند. آنها قادر به ابراز احساسات خود نیستند. آنها امید خود را از دست داده اند که کسی وجود خواهد داشت که حمایت و قدرت را فراهم کند. اغلب، آنها احساس می کنند که درک نادرست و تنها هستند. آنها ممکن است احساس پوچی، نامرئی یا فریب خوردگی کنند.
انواع محرومیت عاطفی
سه نوع محرومیت عاطفی وجود دارد. اولین مورد محرومیت از محافظت است ، جایی که مردم احساس می کنند کسی برای هدایت و محافظت از آنها وجود ندارد. اغلب، آنها هستند که به دیگران حمایت و راهنمایی می کنند (این اغلب به طرحواره ایثار مربوط می شود .)
افرادی که احساس می کنند از همدلی محروم هستند، متوجه می شوند که هیچ کس واقعاً گوش نمی دهد یا سعی نمی کند آنها و احساساتشان را درک کند.
در نهایت، افرادی که از تربیت محروم هستند احساس می کنند که هیچ کس وجود ندارد تا به آنها توجه کند یا (به معنای واقعی کلمه) آنها را نگه دارد. برای بسیاری از افراد، طرحواره ED به شکل ترکیبی از هر سه است. آنها حتی زمانی که در محاصره افراد دیگری هستند که می شناسند، حتی افراد نزدیک، مانند دوستان و اقوام، احساس تنهایی و جدایی می کنند.
آنها ممکن است بر این باور باشند که برای ارتباط با آنها بیش از حد "عجیب" هستند، بدون اینکه تلاشی بکنند دیگران را توهین می کنند و هرگز نمی توانند یک وابستگی عاطفی یا ارتباط واقعی ایجاد کنند. علاوه بر این، آنها مصمم هستند که اجازه ندهند این چیزها نشان داده شود زیرا در آن صورت حتی آسیب پذیرتر خواهند شد.
به طور معمول، افراد مبتلا به طرحواره ED از عزیزان خود چیزی را که از نظر احساسی نیاز دارند، نمی خواهند. آنها آرزوی عشق یا راحتی را ابراز نمی کنند. آنها چیز زیادی در مورد خود به اشتراک نمی گذارند. در عوض روی دیگران تمرکز می کنند. آنها علاقه زیادی به زندگی دیگران نشان می دهند. آنها تمایل دارند طوری رفتار کنند که انگار خیلی قوی هستند، اما این یک نما است. آنها درخواست حمایت عاطفی نمی کنند زیرا انتظار ندارند آن را دریافت کنند. تبدیل به یک پیشگویی خودشکوفایی می شود. شما چیزی را دریافت نمی کنید که نه آن را می خواهید و نه انتظارش را دارید.
چرا؟
محرومان عاطفی نمی دانند چگونه درخواست حمایت عاطفی کنند. این قابل درک است زیرا درخواست آن سخت است. بیان کردن آنچه احساس میکنید به معنای واقعی کلمه ناخوشایند است، زیرا احساس ضعف میکنید، و این باور که آنچه را که درخواست میکنید به دست نمیآورید، باعث میشود حتی ضعیفتر شوید. این افراد از ترس رد شدن، خیانت یا از دست دادن دیوارهای بسیار بلندی دور خود میسازند و از نزدیک شدن به دیگران میترسند ("دیوارهایم را خراب کردم و به تو اجازه دادم فقط به یاد بیاوری که چرا آنها را اینقدر بلند ساختم").
این بدان معنا نیست که محرومان احساسی قوی نیستند. آنها در واقع بسیار قوی هستند. اینگونه زندگی کردن به شخصیت و فداکاری بزرگ نیاز دارد. آنها زمان زیادی را صرف کرده اند و تلاش زیادی برای ایجاد و تقویت دفاعیات خود انجام داده اند. آنها یاد گرفته اند که چگونه از خود مراقبت کنند. آنها فقط از ترس اینکه این نقاط مورد حمله قرار گیرند، نمی خواهند مردم نقاط ضعف خود را تشخیص دهند.
به طور منطقی، افرادی که از نظر عاطفی محروم هستند، اغلب با شرکای بی رحم و سردی مواجه می شوند. آنها اغلب افرادی را انتخاب می کنند که خود محور و نیازمند هستند و طرحواره خود را تداوم می بخشند. افراد اجتنابی تر تنها می شوند. آنها نمی خواهند در روابط صمیمی باشند زیرا انتظار ندارند چیزی از آنها بدست آورند. آنها یا به طور کامل از روابط اجتناب می کنند یا در روابط بسیار دور می مانند.
پیامدهای طرحواره ED: جبران کننده
برای جبران محرومیت عاطفی، افراد می توانند مطالبه گر باشند و در صورت برآورده نشدن نیازهایشان عصبانی شوند. گاهی اوقات، این افراد خودشیفته هستند. آنها به دلیل این که در کودکی هم از آنها لذت می بردند و هم از آنها محروم می شدند، احساس قوی استحقاق برای برآورده شدن نیازهایشان ایجاد کرده اند. آنها معتقدند برای به دست آوردن هر چیزی باید خیلی اصرار داشته باشند. ED را می توان در نیاز بیش از حد نیز بیان کرد. این افراد می توانند چسبنده و درمانده به نظر برسند. آنها اغلب مریض هستند و از آن شکایت می کنند تا بتوانند توجه مردم را به آنها جلب کنند و از آنها مراقبت کنند. بیشتر اوقات، آنها از انگیزه ثانویه خود آگاه نیستند.
دریافت کمک برای طرحواره ED
اولین قدم برای بهبودی، آگاهی از نیازهای عاطفی خود است. اکثر افراد مبتلا به ED واقعاً دیگر نمیدانند چه هستند زیرا مدت زیادی است که ملاقات نکردهاند. هدف دیگر در درمان این است که مردم بفهمند نیازهای عاطفی آنها طبیعی و طبیعی است. درست مانند کودکان، بزرگسالان نیز به محافظت، مراقبت و همدلی نیاز دارند.
فرد باید یاد بگیرد که افراد مناسب را انتخاب کند و آنچه را که نیاز دارند به شیوه ای مناسب بخواهد. آن را خواهند گرفت. افراد دیگر هدفمند یا ذاتاً محروم نیستند. مشکل این است که افراد مبتلا به طرحواره ED رفتارهای ناسازگاری دارند که افراد را از برآوردن نیازهایشان منصرف می کند یا آنها را به سمت انتخاب افرادی سوق می دهد که نمی توانند ارائه دهند.
مثال : شخصی احساس تنهایی می کند و مورد بی مهری قرار می گیرد و می خواهد دوست یا خویشاوندی زمان بیشتری را با او بگذراند. آنها از آنها می خواهند که بیایند و آخر هفته بمانند، "...اگر می خواهید...اما اینجا آب و هوا واقعا بد است و همه چیز اینجا واقعا گران است، بنابراین بهتر است پول کافی داشته باشید" و چند مشکل احتمالی دیگر در مورد سفر. بنابراین دوست یا خویشاوند مودبانه دعوت به آمدن و اقامت آخر هفته را رد می کند و فرد مبتلا به ED حتی بیشتر احساس تنهایی و غمگینی می کند.
چرا آن ها این کار را انجام دادند؟ این نوعی خود خرابکاری است. اگر مدتی تنها بوده اید، نیاز دارید که شخصی بیاید و با شما وقت بگذراند، اما همچنین انتظارات بسیار زیادی از آن فرد و کیفیت تعامل خود با او دارید. هر چه محروم تر باشیم، توقعاتمان بیشتر می شود – برای جبران آن. ما همچنین می ترسیم که انتظاراتمان برآورده نشود، بنابراین از ترس برنامه های خود را خراب می کنیم. چرخه خود را تداوم می بخشد.
استراتژی های تطبیقی
پیدا کردن راهی مطمئن برای ابراز درد و خشم در مورد افرادی که مسئول این محرومیت بوده اند، مهم است. این شامل بازگشت به دوران کودکی است، زمانی که نیازهای عاطفی فرد توسط مراقب اصلی برآورده نمی شد. شخص باید بیان کند که آرزو دارد والدین برای برآوردن نیازهایشان چه کاری انجام می دادند.
افراد مبتلا به طرحواره ED تمایل دارند باور کنند که دیگران خودخواهانه عمل می کنند یا عمدا آنها را محروم می کنند، که به ندرت چنین است. در درمان، آنها یاد می گیرند که تفاوت های ظریف را ببینند، یعنی درجه بندی هایی از محرومیت وجود دارد، نه دو افراطی (دادن در مقابل ندادن). مردم علیرغم اینکه محدودیت هایی برای آنچه می دهند به شما اهمیت می دهند. گاهی اوقات، یک محدودیت عینی برای آنچه می توانند ارائه دهند وجود دارد.
برای فردی که از نظر عاطفی محروم است، ممکن است به نظر برسد که اگر نتوانند یا نخواهند در ازای آن به اندازه ای که فرد مایل است بدهد، به آنها اهمیتی نمی دهند. حقیقت این است که دیگران سرشان شلوغ است و نمیتوانند فقط روی یک نفر تمرکز کنند. با وجود این، آنها اهمیت می دهند و مایل به دادن هستند.
میتواند کمک کند که والدین، دوستان یا شرکای شما چه کارهای اشتباهی انجام دادهاند یا در انجام آن ناکام بودهاند و آرزو میکنید که چگونه میشد، یا فکر میکنید در آن زمان واقعاً به چه چیزی نیاز داشتید. این به شما کمک میکند یاد بگیرید که افراد مهم را پرورش دهید زیرا میتوانید الگوهایی را که باید از آنها اجتناب کنید، تشخیص دهید. پذیرش مراقبت از شرکا و درخواست از آنها برای برآوردن نیازهای عاطفی شما ممکن می شود. مردم یاد می گیرند که از صمیمیت اجتناب کنند. زمانی که احساس میکنند از سوی دیگران مورد بیتوجهی قرار گرفتهاند یا با خشم مفرط به سطوح خفیف محرومیت پاسخ میدهند، دست از کنارهگیری میکشند. درک اینکه مردم محدودیت هایی دارند و درجاتی از محرومیت را تحمل کنیم بسیار مهم است.
کمک به بیماران برای ایجاد ارتباط بین احساس غم و اندوه، تنهایی یا علائم جسمی و فقدان همدلی، مراقبت و محافظت، یک هدف کلیدی در درمان است. بیماران به سختی می پذیرند که کودک محروم درونشان به محبت و ارتباط با دیگران نیاز دارد. این می تواند بسیار دشوار باشد زیرا همیشه به آنها گفته می شد که فقط با احساسات و عواطف ناخوشایند "کنار" یا "غلبه کنند". در نتیجه، یاد گرفتند که آنها را دفن کنند زیرا منبع ضعف و منفی بافی هستند.
درخواست حمایت عاطفی در زمانی که هرگز نداشتهاید، سخت است. افرادی که از نظر عاطفی محروم هستند، معتقدند که اگر از آنها تقاضای تربیت کنند، مورد قضاوت قرار می گیرند، دیگران فکر می کنند ضعیف هستند، و توانایی خودآموخته آنها برای مراقبت از خود تضعیف می شود. آنها فقط نمی دانند که چگونه از طریقی که مردم مناسب می بینند و به آن پاسخ می دهند درخواست حمایت کنند. اما این چیزی است که می توان هم در کودکی و هم در بزرگسالی یاد گرفت. ED یک طرحواره بسیار بسیار رایج است.
«آنها باید بدانند، مگر نه؟»
افراد محروم از نظر عاطفی گاهی فکر می کنند که افراد مهم باید بدانند که به چه چیزی نیاز دارند. برای آنها غیرقابل توضیح است که اصلاً باید بپرسند. این اعتقاد بر خلاف توانایی فرد برای درخواست از دیگران برای برآوردن نیازهای آنها یا حمایت از آنها عمل می کند. داشتن نیازهای انسانی و طبیعی است که از دیگران بخواهیم آنها را برآورده کنند. آسیب پذیر بودن از نظر عاطفی طبیعت انسان است. در زندگی، هدف ما تعادل بین قدرت و ضعف، اعتماد به نفس و آسیب پذیری است. گاهی اوقات مردم قوی هستند؛ در مواقع دیگر ضعیف هستند. قوی بودن همیشه معادل این است که کاملاً انسان نباشید و بخش اصلی خود را انکار کنید، ذات و منحصر به فرد بودن خود را.
این بخش کلیدی غلبه بر طرح واره محرومیت عاطفی است. همه می خواهند و نیاز دارند که یک فرد کامل باشند. طبیعی، طبیعی و سالم است. بد نیست گاهی اوقات آسیب پذیر باشید تا زمانی که با افراد مناسب هستید. آسیب پذیر بودن به این معنی نیست که ضعیف هستید. این از شما یک انسان می سازد – نه بیشتر و نه کمتر
بیماری و بهبودی...ما را در سایت بیماری و بهبودی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 37